رییس جمهوری اسلامی ایران در شصت و هفتمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد گفت:
من از سرزمین ایران، سرزمین شکوه و زیبایی، سرزمین علم و فرهنگ، سرزمین
حکمت و اخلاق، مهد فلسفه و عرفان و دیار مهر و نور، سرزمین دانشمندان،
حکیمان، فیلسوفان، عارفان، ادیبان، سرزمین بوعلی سینا، فردوسی، مولوی، حافظ
، عطار، خیام و شهریار به نمایندگی از ملتی بزرگ و سرافراز، از
پایهگذاران تمدن بشری و از میراثداران ارجمند جهانی و به نمایندگی از
مردمانی آگاه، آزادیخواه، دوستدار صلح، مهربان و صمیمی که طعم تلخ تجاوزها و
جنگهای تحمیلی را چشیده و عمیقاً قدرشناس ثبات و آرامشند، اکنون در جمع
شما خواهران و برادران خود از سراسر جهان حضور یافتهام تا برای بار هشتم
در هشت سال مأموریت خدمتگزاری به مردم شایسته کشورم، به جهانیان نشان دهم
ملت شریف ایران همچون گذشته تابناکِ تاریخیاش، اندیشهای جهانی دارد و از
هرگونه تلاش و مجاهدت برای تأمین، توسعه و تحکیم صلح، ثبات و آرامش در جهان
که البته تنها از طریق همفکری و همکاری و مدیریت مشترک میسر است، استقبال
کرده و آن را مهم تلقی میکند.
وی افزود: اینجانب اینجا هستم تا پیام الهی
و انسانی مردان و زنان فرهیخته کشورم را به شما حضار محترم و به همه مردم
جهان ابلاغ کنم. پیامی که خداوند سخن ایران زمین سعدی علیهالرحمه در دو
بیت ماندگار تاریخی به همه بشریت چنین هدیه کرده است:
بـنـی آدم اعضـــــای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چه عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوهــا را نمـــاند قرار
طی هفت سال گذشته از چالشها و راههای
برونرفت از آنها و افق آینده جهان سخن گفتم و امروز میخواهم از منظر
دیگری به آن بپردازم. هزاران سال از پراکنده شدن و زندگی فرزندان حضرت
آدم(ع) در بخشهای مختلف زمین میگذرد؛ فرزندانی که با رنگها و سلایق و
زبانها و آداب گوناگون، در آرزوی ساختن جامعهای متعالی و رسیدن به زندگی
زیباتر و استقرار رفاه و صلح و امنیت پایدار تلاش گستردهای بعمل آوردند.
علیرغم مجاهدت پیگیر صالحان و عدالتطلبان و
تحمل رنجهای فراوان توسط تودههای مردم برای نیل به شادکامی و پیروزی، جز
در موارد اندک، تاریخ بشر پر از تلخکامی و شکستهاست.
لحظهای در ذهن خود تصور کنید اگر
خودبرتربینیها، بیاعتمادیها، بداخلاقیها و دیکتاتوریها نبود و هیچکس
به حق دیگری دست اندازی نمی کرد، اگر به جای میزان برخورداری و مصرف،
ارزشهای انسانی معیار شأن اجتماعی بود، اگر بشر دوره سیاه قرون وسطی را
تجربه نکرده بود و قدرتمندان مانع از شکوفایی علم و اندیشه سازنده
نمیشدند، اگر جنگهای صلیبی و دوران بردهداری و استعمار واقع نشده بود و
میراثداران آن دوران سیاه، در ادامه راه، انسانی عمل میکردند، اگر
جنگهای اول و دوم در اروپا و جنگ کره و ویتنام و جنگهای آفریقا و آمریکای
لاتین و بالکان اتفاق نمیافتاد و به جای اشغال فلسطین و تحمیل حکومت جعلی
و نسلکشی و آواره کردن میلیونها نفر، حقیقت حوادث جنگ اعلام و به عدالت
رفتار می شد، اگر تجاوز صدام علیه ایران نبود و زورمداران به جای حمایت از
صدام، از حقوق ملت ایران حمایت میکردند، اگر حادثه تلخ ۱۱ سپتامبر و
لشکرکشی به افغانستان و عراق و کشتار و آوارگی میلیونها نفر اتفاق
نمیافتاد و به جای کشتن و به دریا انداختن یک متهم بدون محاکمه و
اطلاعرسانی به مردم آمریکا و جهان، یک گروه مستقل حقیقت یاب امکان آگاهی
عمومی از کیفیت حادثه و مجازات عاملان آن را فراهم می آورد، اگر از افراط
گرایی و تروریسم برای پیشبرد سیاستها استفاده نمی شد، اگر سلاحها به قلم
تبدیل و هزینههای نظامی صرف رفاه و دوستی ملتها می شد، اگر بر طبل اختلاف
قومی، مذهبی و نژادی کوبیده نمیشد و از وجود اختلافات و بزرگنمایی آن
مقاصد سوء سیاسی و اقتصادی دنبال نمیشد، اگر به جای ژست دروغین
آزادیخواهی و دادن فرصت برای توهین به مقدسات بشری و انبیاء الهی که
پاکترین و مهربانترین انسانها و هدایای بزرگ خدای بزرگ به بشریت هستند،
حق انتقاد از سیاستهای سلطهجویانه و اقدامات صهیونیسم جهانی به رسمیت
شناخته میشد و شبکههای رسانهای جهان، مستقل و آزاد، حقایق را منتشر می
کردند، اگر شورای امنیت تحت سیطره چند دولت نبود و سازمان ملل می توانست
عادلانه عمل کند، اگر نهادهای اقتصادی بین المللی تحت فشار نبودند و
منصفانه، کارشناسانه و بر اساس عدالت عمل می کردند، اگر سرمایه داران جهانی
برای منافع خود، اقتصاد ملتها را به ضعف نمی کشاندند و برای جبران
اشتباهات خود، ملت ها را قربانی نمی کردند، اگر صداقت بر روابط بین المللی
حاکم بود و همه ملت ها و دولت ها با حق یکسان و عادلانه می توانستند
آزادانه در امور جهانی مشارکت و برای سعادت بشری تلاش کنند و خلاصه اگر
دهها وضعیت نامطلوب دیگر در حیات بشری رخ نمی داد و موجود نبود؛ تصور کنید
در آن صورت زندگی چقدر زیبا و تاریخ چقدر دوست داشتنی بود.
بیایید با هم نگاهی به وضعیت امروز عالم داشته باشیم.
الف) وضع اقتصادی
فقر و فاصله طبقاتی در حال گسترش است.
مجموع بدهی خارجی فقط ۱۸ کشور صنعتی جهان از مرز ۶۰ تریلیون دلار گذشته است
در حالیکه بازگشت حتی نیمی از آن فقر را از صاحبان منابع و از جهان ریشه
کن میکند. اقتصاد متکی بر مسابقه مصرف گرایی به بهره کشی از انسان به نفع
عده ای معدود انجامیده است.
خلق دارائیهای کاغذی، با اتکا به قدرت و
تسلط بر مراکز جهانی اقتصاد، بزرگترین سوء استفاده تاریخ است و یکی از
عوامل اصلی بحران اقتصادی است.
گزارش شده است تنها توسط یک دولت ۳۲
تریلیون دلار دارایی کاغذی خلق شده است. برنامه ریزی توسعه مبتنی بر اقتصاد
سرمایه داری، با حرکت در دایره بسته، موجب رقابت غیرسازنده و مخرب شده و
در عمل شکست خورده است.
ب) وضع فرهنگی
مکارم اخلاقی نظیر جوانمردی، پاکی، صداقت،
مهربانی و فداکاری از منظر سیاستمداران حاکم بر مراکز قدرت جهانی، مفاهیمی
ارتجاعی و مانع از پیشبرد اهداف تلقی می شود. رسماً از عدم اعتقاد به
حاکمیت اخلاق در مناسبات سیاسی و اجتماعی سخن می گویند.
فرهنگهای اصیل و بومی که حاصل قرن ها تلاش
و فصل مشترک زیباییدوستی انسانها و ملتها و موجب تنوع و نشاط فرهنگی و
تحرک اجتماعی جامعه جهانی است در معرض هجوم و انقراض است.
با تخریب و تحقیر سازمان یافتة هویت ها شیوه خاصی از زندگی بی هویت فردی و اجتماعی به ملت ها تحمیل میشود.
خانواده که اصیل ترین کانون انسان ساز
اجتماعی و مرکز خلق و پراکنش عشق و انسانیت است بسیار تضعیف شده و نقش
سازنده آن رو به نابودی است.
شخصیت و نقش محوری زن که موجودی آسمانی و
مظهر جمال و مهربانی خداوند و ستون پایداری جامعه است با سوء استفاده برخی
از صاحبان قدرت و ثروت دچار آسیب فراوان شده است.
روح آدمیان مکدر و حقیقت انسانها تحقیر و منکوب شده است.
ج) وضع سیاست و امنیت
یک جانبه گرایی و استانداردهای چندگانه و
تحمیل جنگ و ناامنی و اشغال برای نفع اقتصادی و یا بسط سلطه بر مراکز حساس
جهان، عادی شده است.
مسابقه تسلیحاتی و تهدید با سلاح اتمی و
کشتار جمعی توسط قدرتهای مسلط امری رایج است. آزمایش تسلیحاتِ به مراتب
مخرب تر و فوق مدرن و تهدید علنی به داشتن آن و دادن وعده آشکار کردن آن در
وقت مقتضی، به ادبیات تازه ای برای خالی کردن دل ملت ها برای پذیرش دوره
جدیدی از سلطه بدل شده است. تهدید ملت بزرگ ایران به حمله نظامی از سوی
صهیونیست های بی فرهنگ از نمونه های بارز این واقعیت تلخ است.
بی اعتمادی بر روابط بین المللی حاکم است و مرجع مورد اعتماد و عادلی برای رفع مناقشات وجود ندارد.
حتی کسانی که هزاران بمب اتم و انواع سلاحها را انبار کرده اند احساس امنیت نمی کنند.
د) وضع محیط زیست
محیط زیست که ثروت مشترک و متعلق به همه
بشر و بستر تداوم حیات انسان است، به واسطه زیاده خواهی و تاخت و تاز عده
ای بی مبالات و بی مسئولیت و عمدتاً از سرمایه داران جهانی، متحمل گسترده
ترین تخریب ها است و در نتیجه، خشکسالی و سیل و زلزله و انواع آلودگی، حیات
انسانی را به مخاطره جدی انداخته است.
دوستان!
ملاحظه می فرمایید علیرغم برخی پیشرفتها هنوز آرزوهای فرزندان حضرت آدم(ع) محقق نگردیده است.
آیا کسی تصور می کند که ادامه نظم موجود بتواند سعادت را به جامعه بشری هدیه نماید؟
همه از وضع موجود و نظام حاکم بین المللی ناراضی و البته از آینده آن مأیوسند.
همکاران عزیز!
آدمیان شایسته چنین وضعی نیستند و خداوند
حکیم و مهربان که همه انسانها را دوست دارد چنین وضعی را نپسندیده است. او
از انسان که بالاترین مخلوق اوست خواسته است که بهترین و زیباترین زندگی
همراه با عدالت و عشق و کرامت را در زمین برپا کند.
پس باید چاره ای اندیشید.
به راستی مسئول حوادث چه کسی و علت آن کدام است؟
عده ای تلاش می کنند وضع را طبیعی و خواست خدا، و ملت ها را مسئول اصلی زشتی ها و ناکامی ها معرفی نمایند.
میگویند: این ملت ها هستند که تبعیض و ظلم را می پذیرند.
این ملت ها هستند که تن به دیکتاتوری و تحمیل و زیاده خواهی می دهند.
این ملت ها هستند که تسلیم اراده های استکباری و توسعه طلبی ها می شوند.
این ملت ها هستند که تحت تاثیر ترفندهای
تبلیغاتیِ گروههای قدرت قرار می گیرند و بالاخره اینکه آنچه بر سر جامعه
جهانی می آید نتیجه مواضع منفعلانه و سلطه پذیرانه آنان است.
اینها استدلال کسانی است که با مقصر جلوه دادن ملت ها، اعمال مخرب و زشت اقلیت حاکم بر جهان را توجیه می نمایند.
این ادعاها حتی اگر درست می بودند نیز
قطعاً و حتماً نمی توانستند توجیه کننده استمرار نظام ظالمانه بین الملل
باشند. بلکه فقر و ضعف بر ملت ها تحمیل و زیاده خواهی ها گاه با فریبکاری و
گاه با زور و سلاح اعمال شده و می شود.
آنان برای توجیه اقدامات ضد بشری خود نظریه تنازع برای بقای نوع و نژاد برتر را ترویج می کنند.
در حالی که اصولاً و به طور معمول
اکثریت ملت ها و توده های مردم عدالتخواه و در برابر حق خاضع و به دنبال
کرامت و رفاه و تعامل سازنده هستند.
توده های مردم به دنبال جهان گشایی و ثروت
افسانه ای نبوده اند. آنها با هم اختلاف اصولی ندارند و در حوادث تلخ تاریخ
نقش تعیین کننده نداشته بلکه خود قربانی حوادث بوده اند.
باور ندارم که توده های مسلمان و مسیحی و
یهودی، هندو و بودایی و غیره با یکدیگر مشکلی داشته باشند. آنان به راحتی
با هم انس می گیرند و در فضای دوستی زندگی می کنند و همگی خواهان پاکی و
عدالت و محبت هستند.
برآیند مطالبات و گرایشات عمومی ملت ها همیشه مثبت و فصل مشترک آنها، تمایلات فطری و گرایش های زیبا و متعالی الهی انسانی بوده است.
حق این است که عامل اصلی و مسئول حوادث تلخ
تاریخ و وضع ناگوار امروز، مدیریت حاکم بر جهان و مدعیان و قدرتمندان بین
المللی دل سپرده به شیطان هستند.
نظمی که ریشه در اندیشه ضد انسانی برده
داری و استعمار قدیم و جدید دارد مسئول فقر و فساد و جهل و تباهی و ستم و
تبعیض در جای جای جهان است.
مدیریت و نظم امروز حاکم بر جهان ویژگیهایی دارد که باید آنها را مورد توجه قرار داد و برخی از آن ها به این قرار است:
اول:مبتنی بر تفکر مادی و از این رو غیر متعهد به ارزشهای اخلاقی است.
دوم: بر اساس خودخواهی، فریب و کینه توزی و نفرت شکل گرفته است.
سوم: بر اساس درجه بندی انسانها، تحقیر برخی ملت-ها، تضییع حقوق دیگران و سلطه طلبی
پایه گذاری شده است.
چهارم: به دنبال بسط سلطه گری از راه تشدید تفرقه و درگیری بین اقوام و ملل است.
پنجم: به دنبال ایجاد انحصار در قدرت و ثروت و علم و فناوری برای گروهی معدود است.
ششم: سازماندهی سیاسی در مراکز اصلی قدرت
جهان، بر پایة ادبیات سلطه و غلبه بر دیگران استوار است. این مراکز همه
برای کسب قدرتند و نه برای ایجاد صلح و خدمت به مردم.
- آیا می شود باور کرد که عده ای برای خدمت به انسانها، صدها میلیون دلار در تبلیغات انتخاباتی هزینه نمایند.
- به زعم احزاب بزرگ در کشورهای سرمایهداری جهانی، هزینه های انتخاباتی در واقع یک نوع سرمایه گذاری محسوب می شود.
- مردم در این کشورها مجبور به انتخاب احزاب هستند در حالی که احزاب درصد کمی از مردم را در عضویت خود دارند.
- اراده و نظر توده های مردم، از جمله در
امریکا و اروپا، در عرصه های مهم و مستمر تصمیم گیری به خصوص در سیاستهای
اصلی داخلی و خارجی کمترین تأثیر را دارد و فریاد آنان به جایی نمی رسد.
حتی اگر ۹۹% جامعةخود را تشکیل دهند.
در ادامه بخوانيد...
برچسبها:
متن آقاي رئيس جمهور,
سخنراني رئيس جمهور در آمريكا